تبليغاتX
کردستان شمالی

کردستان شمالی

سیاسی خبری اجتماعی

توصیف ترکان از زبان ابن فضلان - سفرنامه ابن فضلان و شوونیزم فارس

احمدبن فضلان بن العباس بن راشد بن حماد,ادیب و فقیه عرب و صاحب مقام‌ و  مرتبتى‌ روحانى‌ در زمان مقتدر خلیفه عباسی، و مشهور به ابن فضلان (۱) به  همراه سه نفر دیگر سفری به سرزمین اسلاوها در کرانه رود ولگا را آغاز میکند. ابن فضلان هدف سفر خود را اینگونه بیان میکند که، شاه اسلاوها از خلیفه عباسی تقاضا نمود تا هیئتی برای آموختن مسائل دینی و احکام اسلامی به آنجا بفرستد و نیز از او خواست تا دژی برایش بسازد تا در مقابل دشمنان(خزرهای تورک که آنان را غارت میکردند) از خود دفاع کنند. هیئت همراه ابن فضلان مشتمل بر سه نفر از جمله یک غلام ترک (۲) بنام تكين‌ يا تگين‌ كه‌ از خدمتگزاران‌ مورد اعتماد خليفه‌ به‌ شمار مى‌رفته ‌(۳) بوده است.  ابن فضلان تكين ترک‌ را موجودي‌ شياد و فريبگر ناميده‌ است. (ابن‌ فضلان‌، چ‌ سزگين‌، ۳۹۳)

در این سفرنامه حوادث عجیبی وجود دارد که در عین جذابیت قابل تامل است. یکی از مواردی که ابن فضلان به آن اشارت دارد طبایع و احوال مردم آسیای میانه مانند ترکان غز و باشقرد و خوارزم ... می باشد، به گونه ای که غزان را « خران گمراه » نامیده است. در سفرنامه ابن فضلان  مطالبى‌ دربارة اين‌ مسائل‌ مى‌توان‌ يافت‌:

مشخصات‌ اقوام‌ مختلف‌؛ پول‌ و مسكوكات‌ از جمله‌ سكه‌هاي‌ مسين‌؛مالياتهاي‌ زمين‌ و دارايى‌ و عوارض‌ بازرگانى‌؛ محاكم‌ خاص‌ براي‌ مسلمانان‌ در سرزمينهاي‌ غير اسلامى‌؛حضور همسر شاه‌ در مراسم‌ رسمى‌؛ مجازات‌ در صورت‌ دست‌ زدن‌ به‌ غارت‌ و دزدي‌؛ فساد اخلاق‌؛ انواع‌ مراسم‌ تدفين‌ به‌ ويژه‌ مراسم‌ سوزاندن‌ مردگان‌ و نيز سوزاندن‌ زنان‌ به‌ همراه‌ شوهران‌؛ از هم‌ پاشيدن‌ سپاهيان‌ پس‌ از مرگ‌ شاه‌؛ تغذيه‌ و شيوة كشتار حيوانات‌؛ نحوة طهارت‌؛ پوشاك‌ قشرهاي‌ مختلف‌؛ شيوة اصلاح‌ محاسن‌؛ شيوة به‌ دست‌ آوردن‌ شيرة درختان‌ و غيره‌.

در کتاب جهانگردی ابن فضلان چندین فراز در پیرامون اتراک به شرح زیر آمده است:

" قبيله باشقرد،  اين جماعت شرورترين و كثيف‌ترين ترك‌ها و سخت‌ترين ايشان در آدم‌كشي مي‌باشند. ناگهان می بينيد، مردی مرد ديگر را به زمين انداخته سر او را مي‌بُرد و آن را برمي‌دارد و بدن‌اش را رها مي‌كند. آن‌ها ريش خود را می‌تراشند و شپش می‌خورند. بدين شكل كه درزهاي نيم‌تنه‌ي خود را جست‌وجو كرده، شپش‌ها را با دندان جويده، می‌خورند … هر يك از ايشان تكه چوبی به شكل آلت مردی تراشيده و به گردن خويش می‌آويزند و چون قصد سفر يا برخورد با دشمن كند، آن را می‌بوسد و بر آن سجده مي‌گذارد و می‌گويد: «خدايا با من چنين و چنين بكن!» من به ترجمان گفتم از يكي از ايشان بپرس دليل آن‌ها براي اين كار چيست و چرا اين آلت را خدای خود ساخته‌اند؟ گفت:« زيرا من از مانند آن بيرون آمده‌ام و برای خود آفريينده‌ای جز آن نمی‌شناسم! » "(۴)

و در فراز دیگر می خوانیم :

" چون راه مزبور طي شد به قبيله اي از ترك ها به نام غزها (الغزيه) رسيديم. آنان مردمي صحرانشين هستند و خانه موئي يا سياه چادر دارند و هميشه در حركت اند… اين مردم زندگي صحرایی دارند و در رنج و مشقت به سر مي برند.در عين حال مانند الاغ گمراه اند، به خدا ايمان ندارند و فاقد عقل و شعورند و هيچ چيز را نمي پرستند. فقط بزرگان خود را ارباب مي خوانند. وقتي يكي از ايشان بخواهد با ریيس خود در كاري مشورت كند مي گويد:«اي خدا، در فلان كار چه كنم؟» ايشان در كار خويش با يكديگر مشورت مي كنند اما وقتي در امري اتفاق نمودند و روي آن تصميم گرفتند، يكي از پست ترين و فرومايه ترين آنان از ميان شان برخاسته، قرارشان را بر هم مي زند!

موضوع لواط نزد ايشان بسيار مهم است. مردي از اهل خوارزم به منطقه «گوذركين» كه جانشين پادشاه ترك است، وارد شد و چندي براي خريد گوسفند نزد دوست خود اقامت نمود. ميزبان ترك پسر بي ريشي داشت. مرد خوارزمي همچنان به او اظهار علاقه مي نمود تا او را به ميل خود حاضر و تسليم ساخت.
… فرداي آن روز با مردي از ترك ها كه بسيار زشت و بدقيافه و رذل و پليد بود و لباس ژنده اي را در بر داشت برخورديم. آن روز باران سختي ما را گرفته بود.آن مرد گفت:«بايستيد.» تمام قافله كه شامل قريب سه هزار چهارپا و پنج هزار مرد بود از حركت ايستاد.آن گاه گفت:«هيچ يك از شما حركت نكند». همگي دستور او را اطاعت نموده ايستاديم و به او گفتيم: «ما دوستان گوذركين هستيم.» او پيش آمده خنده اي كرد و گفت: «گوذركين كيست! ريدم به ريش گوذركين.» سپس گفت: «پكند». به زبان خوارزمي يعني نان. من چند گرده نان به او دادم و آن ها را گرفت وگفت: «برويد به شما رحم كردم»!» "
(۴)

 

با بررسی فرازهای ارائه شده، بلافاصله این پرسش مطرح می شود، با توسل به شبیه سازی افراطی پانترکیست ها که هر توصیف واقعی از فرومایگی اتراک و زادگان خون اغوزی را ساخته و پرداخته دستگاه ساختگی شوونیزم فارس می دانند، آیا "ابن فضلان" قرن ِ سوم نیز آلت دست شوونیست های فارس نبوده است؟!

 .....................................................................................................................................................................

پی نوشت ها

۱ - ابن فضلان‌، احمد بن‌ فضلان‌ بن‌ العباس‌ بن‌ راشد بن‌ حمّاد كه‌ در نيمة دوم‌ سده 3 و نيمة اول‌ سده 4ق‌/9 و 10م‌ مى‌زيسته‌ و مؤلف‌ سفرنامه‌ای‌ به نام ابن فضلان است.

 

۲ - وی‌ زمانى‌ در خوارزم‌ مى‌زيسته‌ و  حرفه آهنگري‌ داشته است.

 

۳ -  در قرن سوم هجری، عنصر مهم دیگری وارد حکومت اسلامی شد. آن عنصر مهم ، ترکان بودند که به صورت غلامان جنگی و غیر جنگی در دستگاه حکومتی وارد شدند و به تدریج، قدرت نظامی را از قوم غالب عرب گرفتند. این نفوذ تا بدان جا ادامه یافت که عزل و نصب خلفا هم  بدست آنان انجام می گرفت و هیچ خلیفه ای بی رضایت ایشان، نمی توانست کاری بکند. این قدرت غلامان ترک در قرن چهارم متوقف شد و قدرت سیاسی و نظامی به دست "دیلمیان" که ایرانی بودند افتاد.

 

۴ – سفرنامه ابن فضلان ، چ سزگین

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 22:56  توسط ئومید  | 

کردستان شمالی

انچه مرا به نوشتن این مطلب واداشت اهانتها تهمتها یی بود که از طرف برخی از وبلاگ نویسان و فعالان مدنی اذربایجان به ملت قهرمان کرد می شود. البته ما به عنوان انسانهای ازاده، مستقل و صاحبان تمدن ماد به هیچ وجه مقابله به مثل نکرده ونخواهیم کرد وبه کلام وزبان مقدسی که خداوند متعال بر کاممان نهاده خیانت نخواهیم  نمود.

 

متاسفانه جریان هویت خواهی آذربایجان از بدو تولد به خوی دگر ستیزی آلوده گشته ،و آنچه مسلم است مردم آذربایجان با بحران شدیدهویتی روبرو است و کسانی که  قصددارند زندگی مسالمت امیز دو خلق کردواذری را مخدوش نمایند کردوکردستان را دشمنان اذزبایجان مینامند ودر این راه از هیچ کوششی فروگذار نمی کنند. اذری ها رابر علیه کردها می شورانند واهل سنت وجماعت را مورد اهانت و دشنام قرار می دهند.مهاباد این قلب تپنده کردستان را جزوی از خاک باکو وکرمانشاه وکرکوک را قسمتی از اذربایجان بزرگ می دانند. روزی نیست که نشریاتی که خود را اذری دانسته وحامی حقوق اذربایجان قلمداد میکنند بر علیه کردها قلم فرسایی ننمایند.کسانی که حتی کردها راندیده اند ومعلومات انها از حد یک عامی تجاوز نمی کند....

ما چه می گوییم؟؟؟؟؟؟؟

ملت کرد با سابقه درخشان وتاریخ خونبار هیچ ملت دیگری را دشمن خود ندانسته وهر دستی را که به قصد یاری به سوی او دراز شده باشد به گرمی می فشارند.  کردها وجود هیچ ملتی را مساوی نابودی خویش ندانسته واز طریق انکاردیگران به اثبات خود نمی پردازند.یونانی ها روس ها ارمنی ها فارس ها و... را رقبای تنفسی خود نمی دانند وهیچ گاه درطول تاریخ الت دست دیگران نشده اند. چرا مطالبات به حق ملت کرد باید به دستاویزی برای  دشمنی اذری ها تبدیل گردد وتحقق انها مایه نابودی انها شود.؟؟؟

بدون شک کردها صدها سال است که هویت اصیل خویش را درک کرده و برای دفاع از ان چه رنجها که ندیده اند.......

 

اگر چه امروز کردها در اذربایجان غربی مورد تبعیض ،ظلم و محرومیت اشکار هستند ولی با این همه باز به اقتضای فرهنگ عالی وتمدن اصیل خویش اذری ها را مسول نمی دانند. اعمال فشار اقتصادی ومحرومیت بر مناطق کردنشین ارومیه،اجرای سیاستهای انکار وامحای فرهنگی ،تبعیض ، همه وهمه باعث ایزوله شدن و خودباختگی کردها نشده ونخواهد شد. بدون شک صاحبان این اب وخاک کسانی هستند که به خاطر ان خون داده اند ازجان ومال وفرزند گذشته اند،فرهنگ خویش را پاس داشته وبه فرهنگ ملتهای دیگر نیز احترام گذاشته اند.در طول تاریخ خونبار کردها همیشه ان که از بین رفته ظالم بوده وان که بر جای مانده ملت کرد...

و این همه انتظاری است که از صاحبان کهن ترین تمدن های بشریت می رود....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 16:2  توسط ئومید  | 

درباره ی اورمیه

ارومیه‌ در شرق کردستان قرار گرفته‌ شده‌ است. در شمال آن کوه‌ آرارات و همچنین ایروان و نخجوان میباشد. در غرب ارومیه‌ کردستان شمالی و در شرق ارومیه‌ دریاچه‌ خزر قرار گرفته‌ است. جنوب ارومیه‌ شهر مهاباد و کردستان جنوبی می‌باشد. جمعیت ارومیه‌ حدود هفتصد و بیست و پنج هزار نفر است. در ارومیه‌ ملیتهای مختلفی از جمله‌ کرد، ترک، آسوری، ارمنی و غیره‌ زندگی می‌کنند

کردها و ارومیه‌
شهرستان ارومیه یا همانطور که کردها آنرا اورمی، اورمیه و یا ورمئ مینامند از دیرزمان محل سکونت کردها می باشد. تا پیش ازکوچاندن دسته جمعی طوایف چهارده گانه ترکهای افشار به این خطه توسط شاه عباس صفوی و کوچاندن کردهای منطقه به نقاط دیگر از جمله خراسان فرمانروائی این مناطق در دست حکام کرد بوده و کردها اصلی ترین گروه قومی نقاط غربی دریاچه ارومیه را تشکیل میدادند. اگرچه پیش از این کوچ دست جمعی سلجوقیان و ترکهای غز نیز به این منطقه مهاجرت کرده بودند ولی از شمارشان در حدی نبوده که تاثیری آنچنانی بر دمگرافی منطقه نهند. البته جای ذکر دارد که این جابجائیها قومی و طایفه ای در آن دوران امری عادی بوده است و طوایف و اقوام زیادی بر اثر جنگها و یا مصلحتهای سیاسی به دلخواه خود و یا باجبار توسط شاهان و حکام وقت به مکانهای مختلفی کوچ داده می شدند. در رابطه با کوچ دسته جمعی قبایل چهارده گانه ترک افشار توسط شاهان صفوی به این خطه از خاک کشور، حسن انزلی در کتاب ارومیه در گذر زمان می نویسد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 0:23  توسط ئومید  | 

بی تفاوتی مسئولان به کردستان شمالی

متأسفانه مدت زیادی نیست که سد مخزنی شهرچای در۱۴کیلومتری غرب ارومیه به منظور استفاده کشاورزی وشرب شهر ارومیه احداث گردیده است. این سد جهت ذخیره اب رودخانه به ره سور که از کوه های کردستان سرچشمه می گیرد احداث گردیده وبه قول مسوولین اداره ابیاری ارومیه برای منطقه سیلوانا امتیازی جز زیبایی ندارد. البته نیت پاک مسوولین برای زیبایی منطقه برکسی پوشیده نیست ولی ۵ روستای کردنشین میراوا، زریخان، دوله پسان، هلوری وخری بر اثر احداث سد شهرچای بالکل زیر اب رفته وویران شده است. همچنین بر اثر احداث این سد بخشی از زمینهای سیلوانا نیز به زیر اب رفته و پروسه شهر شدن سیلوانا نیز پس از سالها منتفی گردیده است. زمین هایی که سالهای سال مردم کُرد مظلوم این دیار، آن را با آه وخون خویش آبیاری کرده اند، امروزه توسط اداره منابع طبیعی یکی پس از دیگری به نام مرتع وبه کام سرمایه داران غیربومی منطقه تصرف میشود. زمین های با ارزشی که می توانند پتانسیل های بزرگی برای گردشگری واقتصاد منطقه کردنشین غرب ارومیه باشند. در ضمن راه ارتباطی ارومیه- زیوه نیز نابودویک راه کوهستانی احداث شده که درفصل زمستان تقریبا غیر قابل استفاده می باشد. خانه های روستایی وزمین های مردم روستاهای فوق باالاجبار وبا قیمت ناچیز تصاحب شده وانها را دربدر و آواره مناطق حاشیه ای ارومیه وروستاهای اطراف آن نموده است. البته بارها ازطرف مسوولین ذی ربط همچون بخشدارسیلوانا، فرمانداری ارومیه وحتی استاندار(میرلوحی و قربانی) قول مساعد برای واگذاری زمین فروشی برای احداث روستاوشهرک در منطقه جهت دسترسی روستاییان به زمین های باقیمانده داده شده ولی تاکنون هیچ یک جامه عمل نپوشیده است. مردم مظلوم این روستاها که درآمدی جز کشاورزی ودامداری ندارند امروز آواره ومستاصل می باشند...

کودکان آنان بیشتر آنان از تحصیل محروم گشته وچاره ای جز روی آوردن به مشاغل کاذب وکارگری ندارند. با احداث این سد که میبایست مایه آبادانی هر چه بیشتر منطقه بود محرومیت و مظلومیت بیش از پیش سایه تاریک خودرابرسر منطقه مظلوم سیلوانا کشیده است. سدی که حتی جوانان منطقه حق کارگری کردن را نیز درآن نداشتند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 0:21  توسط ئومید  | 

کردها و انتخابات در آذربایجان غربی(موکریان)

در استان آذربایجان غربی نیز مانند تمام استان های دیگر، بارها انتخابات (مجلس،شورای شهر ، ریاست جمهوری و...) انجام گرفته و افرادی به عنوان منتخبین مردم در پست های مختلف مشغول به کار شده اند.آنچه که انتخابات در این استان (خصوصا انتخابات مجلس و شورای شهر) را از بیشتر نقاط ایران متمایز می کند،جلوه قومی ومذهبی این انتخابات بوده است. مناطق کردنشین این استان (حتی در شهرهای مختلط) از محرومترین ومظلومترین بخشهای مناطق غرب کشور بوده و مردم کرد بارها به امید رسیدگی به مشکلاتشان در این انتخابات شرکت نموده اند.با این وجود طی دهه های اخیر ، موکریان کردستان در زمینه های اقتصادی ،عمرانی و فرهنگی حتی قدمی روبه جلو برنداشته و در مقابل سایه سیاه فقر ،محرومیت و ظلم بر این مناطق گسترده شده است.همانگونه که کردستان ایران از ماکو گرفته تا کرماشان و ایلام به نمونه بارز فقر اقتصادی و محرومیت همه جانبه در ایران بدل گشته است. آنچه مسلم است دراین بخش از کردستان به ندرت نمایندگان واقعی مردم کرد به مجلس رفته و انتخابات آزاد و دموکراتیک انجام پذیرفته است.بارها نمایندگان منتخب مردم کرد در ارومیه ، ماکو وسایر شهرهای کردستان از طرف ترکها برکنار شده و آراءمردمی انان نادیده گرفته شده است.در موارد معدودی که نمایندگانی مانند دکتر فتاح پور، حاصل داسه و...( مجلس ششم) پا به مجلس گذاشته اند به علت جو شدید انحصار، فشار و تبعیض نتوانسته اند کاری از پیش ببرند.از سوی دیگر به جرات و صراحت می توان گفت که در شهرهایی نظیر ارومیه ،سلماس ،نقده، ماکو و... که دارای جمعیت کرد وترک هستند ،هیچگاه انتخابات بدون تقلب نبوده و همیشه حق کردها در عرصه انتخابات مانند تمام عرصه های دیگر پایمال شده است، به گونه ای که مردم کرد این شهرها از انتخابات نا امید و دلسردشده اند . نمایندگان ترک زبان نیز هیچگاه در فکر کردها نبوده و در مقابل در نقش اهرم قوی تری برای فشار و لگدمال کردن حقوق مردم کرد ظاهر گشته اند.در اواخر نمایندگان کردی که از فیلتر ترکها گذشته اند، همسو با سیاست مسولان ترک در بی توجهی به کردستان گام بر می دارند وجز حفظ موقعیت خویش ، تملق و خوردن نان به نرخ روز در فکر چیز دیگری نیستند. نمایندگانی که بود و نبودشان برای ملت کرد زیاد فرق نمی کند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 0:16  توسط ئومید  | 

کردها و انتخابات در آذربایجان غربی(موکریان)

در استان آذربایجان غربی نیز مانند تمام استان های دیگر، بارها انتخابات (مجلس،شورای شهر ، ریاست جمهوری و...) انجام گرفته و افرادی به عنوان منتخبین مردم در پست های مختلف مشغول به کار شده اند.آنچه که انتخابات در این استان (خصوصا انتخابات مجلس و شورای شهر) را از بیشتر نقاط ایران متمایز می کند،جلوه قومی ومذهبی این انتخابات بوده است. مناطق کردنشین این استان (حتی در شهرهای مختلط) از محرومترین ومظلومترین بخشهای مناطق غرب کشور بوده و مردم کرد بارها به امید رسیدگی به مشکلاتشان در این انتخابات شرکت نموده اند.با این وجود طی دهه های اخیر ، موکریان کردستان در زمینه های اقتصادی ،عمرانی و فرهنگی حتی قدمی روبه جلو برنداشته و در مقابل سایه سیاه فقر ،محرومیت و ظلم بر این مناطق گسترده شده است.همانگونه که کردستان ایران از ماکو گرفته تا کرماشان و ایلام به نمونه بارز فقر اقتصادی و محرومیت همه جانبه در ایران بدل گشته است. آنچه مسلم است دراین بخش از کردستان به ندرت نمایندگان واقعی مردم کرد به مجلس رفته و انتخابات آزاد و دموکراتیک انجام پذیرفته است.بارها نمایندگان منتخب مردم کرد در ارومیه ، ماکو وسایر شهرهای کردستان از طرف ترکها برکنار شده و آراءمردمی انان نادیده گرفته شده است.در موارد معدودی که نمایندگانی مانند دکتر فتاح پور، حاصل داسه و...( مجلس ششم) پا به مجلس گذاشته اند به علت جو شدید انحصار، فشار و تبعیض نتوانسته اند کاری از پیش ببرند.از سوی دیگر به جرات و صراحت می توان گفت که در شهرهایی نظیر ارومیه ،سلماس ،نقده، ماکو و... که دارای جمعیت کرد وترک هستند ،هیچگاه انتخابات بدون تقلب نبوده و همیشه حق کردها در عرصه انتخابات مانند تمام عرصه های دیگر پایمال شده است، به گونه ای که مردم کرد این شهرها از انتخابات نا امید و دلسردشده اند . نمایندگان ترک زبان نیز هیچگاه در فکر کردها نبوده و در مقابل در نقش اهرم قوی تری برای فشار و لگدمال کردن حقوق مردم کرد ظاهر گشته اند.در اواخر نمایندگان کردی که از فیلتر ترکها گذشته اند، همسو با سیاست مسولان ترک در بی توجهی به کردستان گام بر می دارند وجز حفظ موقعیت خویش ، تملق و خوردن نان به نرخ روز در فکر چیز دیگری نیستند. نمایندگانی که بود و نبودشان برای ملت کرد زیاد فرق نمی کند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 0:16  توسط ئومید  |